محمد حسینمحمد حسین، تا این لحظه: 11 سال و 10 ماه و 1 روز سن داره

محمد حسین قشنگترین هدیه خدا

اولین قدم ها

  22 بهمن 1394 تهران امروز حدود یه هفته میشه که اومدیم تهران، قبل از اینکه بیایم تهران اقا محمد حسین با کلی تمرین که با باباش انجام می داد می تونست دو سه قدم برداره و حالا می تونم بگم تقریبا راه افتاده و کل خونه رو دور میزنه. البته هنوز گاهی که خسته میشه میشینه و دوباره شروع میکنه به چهار دست و پا رفتن....وقتی راه میره انگار دنیا رو به من دادن دوست دارم بپرم و بغلش کنم اینقد که شیرین قدم بر می داره.... پسرم قدم های اولت رو محکم و استوار بردار...تا برای قدم های بزرگتر اماده باشی...   پ.ن: محمد حسین جان ما در 14 ماهگی تونست کامل راه بره...و چقد هم شیرینه این راه رفتنش، با هر قدمی که برمی داره دل من و باباش رو...
1 اسفند 1394

مروارید های کوچک

دوم اذر 1394 تهران امروز محمد حسین ما 11 ماهه شد و من خیلی اتفاقی وقتی داشتم تلاش میکردم چیزی رو از دهن اش بیرون بیارم متوجه دو تا دندون کوچولو شدم و بی اختیار داد زدم تا بقیه هم تو این ذوق و شتدی من شریک بشن...هر چند تو اون لحظه هیچ کس به اندازه من از دیدن و لمس کردن او دو تا مروارید کوچولو که به تازگی از دهان پسر کوچولو من سر در اورده بودن ذوق زده نشد. و البته بابا جون اش که در اولین فرصت با تلفن بهش این خبر خوش رو دادم و اینقدر ذوق کرد که حس ذوق و شادی اش رو از پشت تلفن هم به راحتی می تونستم حس کنم... خدایا شکرت واسه این همه شادی و مهربانی و عشق....که همه رو یکجا با حضور محمد حسین بهمون هدیه کردی...   &nb...
1 اسفند 1394
1